عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
258
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
هم شرك است هم ريا و هم نفاق . چنين گفتهاند : النفس مرائية فى الاحوال كلها ، منافقه فى اكثر احوالها ، مشركة فى بعض احوالها . بو يزيد بسطامى گفت : اگر خداوند عز و جل در آن جهان گويد مرا كه : آرزويى كن ، من آن خواهم كه دستورى دهد تا بدوزخ اندر آيم ، و اين نفس را عقوبت كنم كه در دنيا ازو بسى به پيچيدم و رنجيدم . مصطفى ( ص ) گفت : « اعدى عدوك نفسك التي بين جنبيك » . اين از آن گفت كه با هر دشمنى چون بسازى ، از شرّ وى ايمن گردى ، و با نفس خويش چون بسازى هلاك شوى ، و هر كس را كه نيكو دارى بقيامت از تو شكر كند ، و اگر بد دارى شكايت كند . حال نفس ضدّ اين است ، چون وى را اندرين سراى نيكو دارى ، بدان سراى ترا خصمى كند ، و اگر در اين سراى بد دارى ، بدان سراى شكر كند . مصطفى ( ص ) گفت : « من مقت نفسه فى ذات اللَّه امنه اللَّه من عذاب يوم القيامة » ، و قال ( ص ) : « يا على اذا رأيت الناس يشتغل بعضهم بعيوب بعض فاشتغل انت بعيوب نفسك ، و اذا رأيت الناس يشتغلون بعمارة الدنيا ، فاشتغل انت بعمارة القلب » . گفتهاند كه : دل در نهاد آدمى بر مثال كعبه است ، و نفس بر مثال مصطبه ، و هر دو برابر يكديگرند ، در شبانروزى چندين بار آن نفس اماره در سرا پردهء دل شبيخون برد ، و آن دل چون مصيبت رسيدهاى هر بار بتظلم بدرگاه عزت شود ، هر بار از جناب قدم به دو اين خلعت فرستند كه : « ان للَّه تعالى فى كل يوم و ليلة ثلاثمائة و ستين نظرة فى قلوب العباد » . 15 - النوبة الاولى ( 5 / 115 - 109 ) قوله تعالى : يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ آن روز كه با هم آرد خداى فرستادگان خويش را ، فَيَقُولُ و گويد ايشان را : ما ذا أُجِبْتُمْ شما را چه پاسخ كردند ؟ قالُوا جواب دهند و گويند : لا عِلْمَ لَنا ما را بجواب اين دانش نيست ، إِنَّكَ أَنْتَ تويى